معنی روباهبازی
6 بازدید
(حامص مرکب) حیله. حیله گری. حیله بازی. (ناظم الاطباء). مکر. فند و فریب. (لغت محلی شوشتر نسخهٔ خطی). مکاری. نیرنگ بازی. رجوع به روباه باز و روباه بازی کردن و روبه باز و روبه بازی کردن شود. - روباه بازی درآوردن؛ روباه بازی کردن. رجوع به روباه بازی کردن شود. || فقر یا ضعف نمودن به دروغ. تماوت و تمارض.
کلمات همقافیه با «روباهبازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر