معنی روبان
6 بازدید
(نف) کسی یا چیزی که می روبد. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس). || (ق) در حال روفتن. (از اشتینگاس).[ رَ ] (ع ص) سرگشته و گویند: رجل روبان؛ یعنی مرد متحیر سست از سیری شکم و یا خواب و یا گرانجسم و گرانجان و یا مست. ج، رَوْبی ََ. (از اقرب الموارد). سست جان از سیری یا خواب یا گرانجسم و گرانجان بیدارشده از خواب. (از معجم متن اللغة). رائب. اَرْوَب. (از معجم متن اللغة) (منتهی الارب).(فرانسوی، اِ) پارچه ای نوارمانند که در زینت و آرایش بکار برند. (ناظم الاطباء). باریکهٔ پهن دراز که مانند نوار باشد.
کلمات همقافیه با «روبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر