معنی روباروی شدن
5 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) مقابلة. مواجهة. برابر شدن. مقابل شدن. مواجه شدن : با کدامین رو نمیدانم سلیم! میشود آیینه روباروی او. محمدقلی سلیم (از آنندراج). مقابلة؛ روباروی شدن. (منتهی الارب). و رجوع به روبرو و روباروی و روباروی کردن شود.
کلمات همقافیه با «روباروی شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر