معنی روبارو
5 بازدید
(ص مرکب، ق مرکب) روبرو. مواجه. مقابل. (از آنندراج). روباروی : همه چون سبزه روبارو نشسته چو داغ لاله هم زانو نشسته. زلالی (از آنندراج). رجوع به روباروی و روبرو شود.
کلمات همقافیه با «روبارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر