معنی روا آمدن
6 بازدید
[ رَ مَ دَ ] (مص مرکب) خوش آمدن. موافق میل بودن. مطبوع و مقبول آمدن. خوش آیند بودن. رجوع به روا شود: یکی آرزو کن که تا از هوا کجا آید اکنون فکندن روا.فردوسی.
کلمات همقافیه با «روا آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر