معنی رواندن
7 بازدید
[ رَ دَ ] (مص) راه بردن. به راه رفتن واداشتن. روانیدن : آن خدای که قادر است که ایشان را بر پاها برواند قادر است که در قیامت برو برد. (تفسیر ابوالفتوح رازی). و رجوع به روانیدن شود.
کلمات همقافیه با «رواندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر