معنی روانبخش
6 بازدید
[ رَ وامْ بَ ] (نف مرکب) آنکه یا آنچه روح ببخشد. جان بخش. روح بخش. صفتی از صفات آفریدگار: بهر کار کو ساخت داننده اوست روان بخش و روزی رساننده اوست.اسدی. ادریس قضابینش و عیسی روان بخش داده لقبش در دو هنر واضع القاب.خاقانی. خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش ای درج محبت به همان مهر و نشان باش. حافظ. || (اِخ) نام فرشته ای است که علم و دانش با اوست و به عربی او را روح القدس خوانند. (برهان قاطع) (از آنندراج): و هو الاب القریب من عظماء رؤساء الملکوت القاهرة، «روان بخش» روح القدس، واهب العلم و التأیید، معطی الحیاة و الفضیلة. (حکمة الاشراق شهاب الدین سهروردی چ هانری کربین ص ۲۰۱).
کلمات همقافیه با «روانبخش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خش» برای سرودن شعر