معنی رواقی
6 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) جِ راقیة. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به راقیة شود.[ رَ ] (حامص) صافی و زلالی. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).[ رِ ] (ص نسبی) پیرو فلسفه یا مذهب یا طریقهٔ رواقیان. معتقد به حکمت رواقیون. رجوع به رواقیان شود. || فقیر. درویش. گدا. || کسی که مکرر در رواق آید. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رواقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر