معنی رواعف
7 بازدید
[ رَ عِ ] (ع ص، اِ) جِ راعف. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). رجوع به راعف شود. || تیرهای خون چکان. (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء). تیرها و این صفت غالب آن است. (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «رواعف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عف» برای سرودن شعر