معنی روادی

معنی روادی

7 بازدید
[ رَ ] (اِخ) نام طایفه ای است از نژاد کرد که در قرون اولیهٔ اسلام در ارمنستان در نزدیکیهای دونن سکونت داشتند و بگفتهٔ ابن اثیر بهترین تیرهٔ کردان بودند. ابن خلکان نام این ایل را با زبر «را» و «واو» می نگارد و پیداست که واو بی تشدید است و از این روی با کلمهٔ «روادی» که نام خاندان وهسودان و مملان و با تشدید «واو» است تفاوت پیدا می نماید. شدادیان از این ایل کردی هستند و از اینجاست که ایشان را روادی نیز خوانده اند و حال آنکه رَوّادیان از نژاد عرب بودند که در زمان ابوجعفر منصور عباسی به آذربایجان آمدند و حکومت تبریز و اطراف آن را یافتند. شاذی بن مروان جد اعلای صلاح الدین ایوبی نیز از شعبهٔ روادی بود. این طایفه از اکراد بمناسبت مقاتله با عیسویان و مدافعه از عالم اسلام شهرتی فراوان دارند. (از شهریاران گمنام تألیف احمد کسروی چ ۲ ص ۲۷۰) (از کرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او تألیف رشیدیاسمی).
[ رَوْ وا ] (ص نسبی) نسبت است به رَوّاد که اسم مردی باشد. (از لباب الانساب).
[ رَوْ وا ] (اِخ) ابوحامد محمدبن ابراهیم روادی مروزی. از سلویةبن صالح بسیار روایت می کند و احمدبن سیار و محمدبن عبداللََّه بن قهزاد از او روایت دارند. (از لباب الانساب).

کلمات هم‌قافیه با «روادی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید