معنی روادع
7 بازدید
[ رَ دِ ] (ع ص، اِ) قیاساً جِ رادِعة و رادِع. موانع : اما جایی که بأس حسام... روی نمود به خوادع کلام و روادع ملام... التفاتی نرود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۶۰). || رادع و رادعة و جِ آن روادع بمعنی پیراهن آغشته به زعفران و یا به دیگر بوی خوش نیز آمده است. (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «روادع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دع» برای سرودن شعر