معنی رهیص
7 بازدید
[ رَ ] (ع ص، اِ) سختگیر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || اسب که سم آن از سنگ و جز آن سوده باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || سپل سنگ خورده. (منتهی الارب) (آنندراج). سم سنگ خورده. (از اقرب الموارد). || (اِخ) الاسد الرهیص؛ لقب هباربن عمروبن عمیرة است و گویند او قاتل عنترةبن شداد است. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «رهیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر