معنی رهگیر
7 بازدید
[ رَهْ ] (نف مرکب) سیاح و مسافر. (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || راهزن. قطاع الطریق. (فرهنگ فارسی معین): جهان آسوده شد از دزد و طرار ز کرد و لور و از ره گیر و عیار. (ویس و رامین). رجوع به راهگیر شود.
کلمات همقافیه با «رهگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر