معنی رهمج
6 بازدید
[ رَ مَ ] (ع ص) فراخ از هر چیز. (منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).[ رَ مَ ] (اِخ) رهمج بن محرر البصری. از فصحای عرب و از نصربن مصر از بنی اسدبن خزیمة. از اوست: کتاب النوادر و آن نزدیک صدوپنجاه ورق است. (از ابن ندیم).
کلمات همقافیه با «رهمج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مج» برای سرودن شعر