معنی رهش
7 بازدید
[ رَ هِ ] (اِمص) اسم مصدر از رهیدن و رستن. عمل رهیدن. (یادداشت مؤلف). رجوع به رهیدن و رَستَن شود.[ رِ هِ ] (اِ) کنجد کوفته. ارده. سِمسِم کوفته. سمسم مطحون. (یادداشت مؤلف). کنجد آس کرده. (از دهار). رجوع به رهشه و رهشی شود.
کلمات همقافیه با «رهش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هش» برای سرودن شعر