معنی رهدن
5 بازدید
[ رَ دَ / رِ دِ / رُ دُ ] (ع ص) مرد بددل و گول. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). احمق. (مهذب الاسماء). || (اِ) رهدل. (ناظم الاطباء). ج، رَهادِن. (اقرب الموارد). مرغی است به مکه مانند گنجشک. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به رهدل شود.
کلمات همقافیه با «رهدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر