معنی رهبوت
8 بازدید
[ رَ هَ ] (ع مص) رهب. ترسیدن. (المصادر زوزنی چ بینش ص ۲۸۲). رجوع به رَهَب شود.[ رَ هَ ] (ع اِ) ترس: رهبوت خیر لک من رحموت؛ ای لان ترهب خیر لک من ان ترحم. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (ناظم الاطباء). ترس. (دهار) (آنندراج). ترس بزرگ. (از اقرب الموارد) || (ص) رجل رهبوت؛ مرد ترسناک. (از متن اللغة) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رهبوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر