معنی رهبری
8 بازدید
[ رَ بَ ] (حامص مرکب) راهبری. دلالت و هدایت و راهنمایی و ارشاد. (ناظم الاطباء): هرکه را رهبری کلاغ کند بیگمان دل به دخمه داغ کند.عنصری. کسی را کند سجده دانا که یزدان گزیدستش از خلق مر رهبری را. ناصرخسرو. راهبر تو چو یکی گمرهست از تو نیابد دگری رهبری.ناصرخسرو. رجوع به راهبری شود.[ رَ بُ ] (حامص مرکب) راه بُری. رجوع به راه بری شود.
کلمات همقافیه با «رهبری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر