معنی رهبر

معنی رهبر

10 بازدید
[ رَ بَ ] (نف مرکب) راهبر. قائد. دال. راهنما. رهنما. هادی. مرشد: قلاووز. قلاوز. پیشرو. پیشوا. قدوه. امام. لیدر. (یادداشت مؤلف). خفر. هادی. رهنما. بدرقه. (ناظم الاطباء). رهنما. (آنندراج) (انجمن آرا): به شاه جهان گفت پیغمبرم ترا سوی یزدان همی رهبرم.دقیقی. مگر بهْ شود هیچ بهتر نشد کسی سوی آن درد رهبر نشد.فردوسی. بخت من رهبری خجسته پی است کس ندارد چو بخت من رهبر.فرخی. ازیرا نظیرم همی کس نیابد که بر راه آن رهبر بی نظیرم.ناصرخسرو. دو رهبر به پیش تو استاده اند کز ایشان یکی عقل و دیگر هواست. ناصرخسرو. چون صدهزار لام الف افتاده یک بیک از دور دست و پای نجیبان رهبرش. خاقانی. رهبر جانت در این تاریک جای جوهر علم است علمت جان فزای.عطار. گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید.حافظ. رجوع به راهبر شود. - رهبر پیشاهنگی؛ فرمانده پیشاهنگان. (فرهنگ فارسی معین). || لیدر. راهبر حزب. رهبر حزب. (یادداشت مؤلف). || برهان و حجت و دلیل. (ناظم الاطباء). به معنی دلیل و برهان باشد. (برهان). - رهبر خردی؛ برهانی که عقل پسندد. (از انجمن آرا) (از آنندراج).
[ رَ بُ ] (نف مرکب) ره برنده. رهزن. راهزن. راهبر. قاطع طریق. قطاع الطریق. (یادداشت مؤلف). رجوع به راهبُر شود. || برندهٔ راه. راه سپار. رهسپر. رهنورد: زلزله در زمین فتاد و خروش از تکاپوی آن کُه رهبر.فرخی. رهبر و شخ شکن و شاددل و تیزعنان خوشرو و سخت سم و پاک تن و جنگ آغاز. منوچهری. شکیب آوری رهبر و تیزگام ستوری کش و کم خور و پرخرام.اسدی. رجوع به راهبر شود.

کلمات هم‌قافیه با «رهبر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید