معنی رهایی خواستن
7 بازدید
[ رَ خوا / خا تَ ] (مص مرکب) خلاص خواستن. آزادی خواستن. استخلاص. طلب رهایی. (از یادداشت مؤلف): همه مرغان خلاص از بند خواهند من از قیدت نمی خواهم رهایی.سعدی. رهایی خواهی از سیلاب اندوه قدم برجای باید بود چون کوه.؟ رجوع به رهایی جستن شود.
کلمات همقافیه با «رهایی خواستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر