معنی رهال
7 بازدید
[ رَهْ ها ] (ع ص) ظاهراً به معنی سست و خرفت است، از رهل به معنی سست و جنبان شدن گوشت بدن : بدان منگر که رهالم به کار خویش محتالم شبی تاری به دشت اندر ابی صلاب فرکالم. طیان.[ رَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای هفتگانهٔ بخش حومهٔ شهرستان خوی، واقع در جنوب باختری بخش. که از شمال به دهستان فرورق، از جنوب به بکره سنی و حومهٔ شاهپور، از خاور به بولدیان و از باختر به قطور محدود است. موقع طبیعی آن چنین است: قسمت شمالی و خاوری: جلگه و معتدل. قسمت جنوب و باختری: کوهستانی و سالم. آب آن از رودخانهٔ قطور و چشمه ها و محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب و زردآلو و کرچک و توتون و پنبه است. این دهستان دارای ۲۶ آبادی کوچک و بزرگ و در حدود ۴۴۹۰ تن جمعیت است و دیه های مهم آن رهال، خویمن، یزیدگان، سیوان، سلمکده، امیربیگ و خان دیزه است. مرکز دهستان قریهٔ رهال است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ رَ ] (اِخ) دهی است، مرکز دهستان رهال از بخش حومهٔ شهرستان خوی. دارای ۳۱۹ تن سکنه. آب آن از رودخانهٔ قطور. محصول عمدهٔ آنجا غلات و حبوب و زردآلو و کرچک و صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «رهال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر