معنی ره‌آورد

معنی واژه ره‌آورد

6 بازدید
[ رَهْ وَ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) راه آورد. سوغات و ارمغان و هر چیزی که چون شخصی از جایی بیاید برای کسی بیاورد اگر چه چند بیت از نظم و نثر باشد. (ناظم الاطباء) (از برهان). کنایه از چیزی است که چون کسی از جایی آید به طریق تحفه آورد و سوغات نیز گویند. (انجمن آرا) (از غیاث اللغات). راه آورد. عراضه. سوقات. سوغاتی. سوقاتی. لهنه. ارمغان. هدیه که مسافر آورد از سفر. نورهان. (یادداشت مؤلف): به هشتم ره آورد پیش آورید همان هدیه ها سربسر چون سزید.فردوسی. چو می دانی کزین جا رهگذاری ره آوردت ببین تا خود چه داری. ناصرخسرو. کار روزی چو روز دان بدرست که ره آورد روز روزی تست.سنایی. گفتم آن مرد را که بهر دلت نپذیرم یکی ره آوردی.خاقانی. اخوان که ز ره آیند آرند ره آوردی این قطعه ره آورد است از بهر دل اخوان. خاقانی. شد پرستنده سوی بانوی خویش وان ره آورد را نهاد به پیش.نظامی. کنون کآمد از آسمان بر زمین ره آوردش آن بود و ره بردش این.نظامی. چون سفر کردم مرا راه آزمود زین سفر کردن ره آوردم چه بود.مولوی. رجوع به راه آورد شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید