معنی رنی
17 بازدید
[ ] (اِ) صاحب فرهنگ شعوری آرد: بمعنی رهی است یعنی بنده و غلام. شاید لهجهٔ محلی باشد.[ رُنْ نا ] (ع اِ) (الـ ...) تمامهٔ مخلوق. (منتهی الارب) (آنندراج). همهٔ آفریدگان. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). و گویند: ما فی الرنی مثله؛ یعنی در میان همهٔ کسان چون او نیست. (از معجم متن اللغة). || نام جمادی الآخرة، و بدین معنی بدون الف و لام آید. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). و رجوع به رُنّة شود.[ رُ ] (اِخ) قصبه ای است در ناحیهٔ بسارابی از کشور روسیه واقع در ۴۳هزارگزی شمال غربی قضای اسماعیل. دارای اسکله است و ۶۰۸۰ تن جمعیت دارد. (از قاموس الاعلام ترکی).[ رِ ] (اِخ) جان. (۱۷۶۱ -۱۸۲۱ م.). از مهندسان معروف انگلیسی بود. از بناهای معروف او ساختمان پل واترلو و پل لندن است. رجوع به دائرةالمعارف بریتانیکا شود.[ رِ ] (اِخ) قصبه ای است در ناحیهٔ راجبوتا از کشور هندوستان واقع در ۱۸۰هزارگزی شمال شرقی بیکانیر. دارای ۵۲۰۰ تن جمعیت است و از آن میان ۹۸۵ تن مسلمان هستند.
کلمات همقافیه با «رنی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر