معنی رنگ گردیدن
4 بازدید
[ رَ گَ دی دَ ] (مص مرکب) تغییر یافتن رنگ. دگرگون شدن لون : من نمی گویم ز گلزارت کسی گل چیده است رنگ آن سیب زنخدان اندکی گردیده است. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رنگ گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر