معنی رنگ سوختن
10 بازدید
[ رَ تَ ] (مص مرکب) رنگ بردن. (آنندراج). رجوع به رنگ بردن شود: با تف سینه ساختم طرهٔ ناله آتشین رنگ ترانه با رخ بانگ هزار سوختم. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رنگ سوختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر