معنی رنگ درآمیختن
10 بازدید
[ رَ دَ تَ ] (مص مرکب) رنگ آمیختن. نیرنگ ساختن. حیله کردن. مکر بکار بردن. رجوع به رنگ آمیختن و رنگ شود: ز هرگونه رنگ اندرآمیختی دل شاه توران برانگیختی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رنگ درآمیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر