معنی رنگ دادن
8 بازدید
[ رَ دَ ] (مص مرکب) رنگ بخشیدن. رنگ کردن : بیاسود یک هفته بر جای جنگ به یاقوت می روی را داد رنگ. نظامی (از آنندراج). || رنگ پس دادن. رنگ از دست دادن. || رنگ گرفتن یا ستاندن. متغیر شدن رنگ بسبب خجالت و انفعال. (آنندراج). رجوع به رنگ گرفتن شود: می دهد رنگی و رنگی می ستاند هر زمان بس که دارد انفعال از چهرهٔ دلدار گل. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رنگ دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر