معنی رنگ بر آب ریختن
6 بازدید
[ رَ بَ تَ ] (مص مرکب) منصوبه برانگیختن. (آنندراج). منصوبهٔ تازه برانگیختن. (غیاث اللغات). رنگ بر آب زدن. (آنندراج) (غیاث اللغات). تدبیر تازه اندیشیدن. اندیشه و فکر جدید در کار آوردن. دام گستردن. و رجوع به رنگ بر آب زدن شود: از نگه بیهوش دارو در شراب ناب ریخت ساقی ما باز رنگ تازه ای بر آب ریخت. خالص (از آنندراج). برای غارت هوشی که نیست در سر ما کسی نماند که رنگی چو می بر آب نریخت. خالص (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رنگ بر آب ریختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر