معنی رنگیدن
7 بازدید
[ رَ دَ ] (مص) روییدن. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج). رستن گیاه. (برهان قاطع). رجوع به رنگ در ذیل معنی رُستن شود. || زیاد کردن. افزون نمودن. زیاده کردن. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «رنگیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر