معنی رنگپریده
6 بازدید
[ رَ پَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) آنکه یا آنچه رنگ آن پریده باشد. کسی که رنگ چهره اش از ترس یا خشم یا بیماری پریده باشد. رنگ باخته. رجوع به رنگ پریدن و رنگ باختن و رنگ باخته شود.
کلمات همقافیه با «رنگپریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر