معنی رنگزده
6 بازدید
[ رَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) رنگ کرده. رنگین. (ناظم الاطباء). رنگ زده شده. رجوع به رنگ زدن شود.
کلمات همقافیه با «رنگزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر