معنی رنگریز
6 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) صاحب غیاث اللغات از قول سروری و مؤید و دیگران (و به تبعیت از او آنندراج) آرد: این لفظ بزیادت یای تحتانی غلط است و صحیح آن رنگرز است و اگر به معنی نقاش و مصور و معمار گویند صحیح باشد -انتهی. اما این مطلب یعنی غلط بودن رنگریز صحیح نیست و رنگریز در نظم و نثر قدما در معنی رنگرز استعمال شده است : صباغ؛ رنگریز. (مهذب الاسماء) (دهار). ممصل؛ پالونه یا پاتیلهٔ رنگریز که در آن رنگ کند. (منتهی الارب). این دهر رنگریز مرا صوف و اطلس است این چرخ نقره خنگ مرا اسب و استر است. سیدحسن غزنوی. تیغ تو رنگریز و ضمیر تو نقش بند خلق تو گل فروش و زبانت شکرگر است. سیدحسن غزنوی. نقش بند چمنش باد ز چین لطف است رنگریز شمرش ماه ز چرخ کرم است . اثیرالدین اخسیکتی.
کلمات همقافیه با «رنگریز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر