معنی رنگرو
5 بازدید
[ رَ رَ / رُو ] (نف مرکب) آنچه رنگش برود. آنچه رنگش ثابت نیست. جامه یا پارچه ای که رنگ آن از آفتاب بشود. رنگ باز (در لهجهٔ مردم خراسان).
کلمات همقافیه با «رنگرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر