معنی رنگرزی کردن
6 بازدید
[ رَ رَ کَ دَ ] (مص مرکب) صباغی کردن. رنگ کردن پارچه و جز آن. و رجوع به رنگرز و رنگرزی شود: بروزگار خزان زرگری کند شب و روز بروزگار بهاران کندت رنگرزی.منوچهری.
کلمات همقافیه با «رنگرزی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر