معنی رنگباخته
5 بازدید
[ رَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آنکه یا آنچه رنگش را باخته باشد. کسی که رنگ چهره اش از ترس یا خشم یا بیماری پریده و بیرنگ شده باشد. رنگ پریده. رجوع به رنگ باختن و رنگ پریدن و رنگ پریده شود.
کلمات همقافیه با «رنگباخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر