معنی رنق
6 بازدید
[ رَ نَ ] (ع مص) رُنوق. تیره شدن آب. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). تیره شدن آب و جز آن. (از اقرب الموارد) (آنندراج). تیره و کدر شدن. (از اقرب الموارد).[ رَ ] (ع ص) آب تیره. (از منتهی الارب). تیره و کدر. رَنَق. (از اقرب الموارد). رَنِق. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به دو لغت اخیر شود.[ رَ نِ ] (ع ص) آب تیره. (منتهی الارب). تیره و کدر. (از اقرب الموارد) (آنندراج). رَنْق. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رَنَق. (اقرب الموارد). || زیست مکدر و ناخوش. (منتهی الارب).[ رَ نَ ] (ع ص) آب تیره. (مهذب الاسماء). رجوع به رَنِق و رَنْق شود.
کلمات همقافیه با «رنق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نق» برای سرودن شعر