معنی رنده زدن
7 بازدید
[ رَ دَ / دِ زَ دَ ] (مص مرکب) رنده کردن. رندیدن. رنده کاری کردن. رجوع به رنده کردن و رندیدن و رنده کاری شود.
کلمات همقافیه با «رنده زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر