معنی رندش
7 بازدید
[ رَ دِ ] (اِ) ریزه هایی که از تراشیدن چوب و مس و برنج و امثال آن بریزد. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء). تراشه. براده. خراشه. (ناظم الاطباء). آنچه رندیده باشند از چیزی. || فضول معده و امعا: خیم؛ رندش شکنبه و رودگان بود. (از لغت فرس اسدی).
کلمات همقافیه با «رندش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دش» برای سرودن شعر