معنی رنجیده کردن
6 بازدید
[ رَ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) رنجانیدن. آزرده ساختن. آزرده خاطر کردن. آزرده دل ساختن. رجوع به رنجیده شود.
کلمات همقافیه با «رنجیده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر