معنی رنجش
5 بازدید
[ رَ جِ ] (اِمص) آزردگی. (آنندراج) (ناظم الاطباء). رنجیدگی. || اندوه. (آنندراج) (ناظم الاطباء). دلتنگی. ملالت. (ناظم الاطباء). ملال. - رنجش آمیز؛ آمیخته به ملالت و اندوه : رفیق این سخن بشنید و بهم برآمد و برگشت و سخنهای رنجش آمیز گفتن گرفت. (گلستان). || خشم. قهر. غضب. || محنت. مشقت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رنجش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جش» برای سرودن شعر