معنی واژه رنة
3 بازدید
[ رَنْ نَ ] (ع اِ) آواز. (منتهی الارب). صوت. (از اقرب الموارد). صوتی که از فرح یا حزن باشد. ج، رَنّات. (از معجم متن اللغة). || آواز گریه در حلق بازگردانیده. (منتهی الارب). || صدای کمان. (از اقرب الموارد از ثعالبی).[ رَنْ نَ ] (ع مص) فریاد کردن. رنت القوس؛ یعنی بانگ کرد کمان. (از منتهی الارب). رَنین. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ رُنْ نَ ] (ع اِ) نام جمادی الآخرة. (از معجم متن اللغة). رُنّی ََ. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغه) (منتهی الارب). رجوع به رُنّی ََ شود.