معنی رمیضة
7 بازدید
[ رَ ضَ ] (ع ص، اِ) استرهٔ تیز. (مهذب الاسماء). کارد تیز. وضاح بن اسماعیل گوید: «و ان شئت فاقتلنا بموسی رمیضة». (از اقرب الموارد). رمیض. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || گوشت گوسفند بریان شده. (اقرب الموارد). رمیض. مرموض. (متن اللغة).
کلمات همقافیه با «رمیضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر