معنی رمکة
[ رَ مَ کَ ] (ع اِ) اسب. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || اسب و مادیان اسب تاتاری که برای نسل باشد. (منتهی الارب). ستوری که به نسل گرفته می شود. ج، رَمَک، رِماک، رَمَکات، اَرْماک. (از اقرب الموارد). ماده از ستوران و این کلمه معرب است و اصل آن رمه و یا رمک فارسی است. (از المعرب جوالیقی). اسب ماده. (غیاث اللغات). || (ص) مرد ضعیف و سست. (منتهی الارب). رجل رمکة؛ مرد ناتوان. (از اقرب الموارد).[ رُ کَ ] (ع اِمص) نوعی از رنگهای شتر. (منتهی الارب). رنگ خاکستری در شتران. یقال: فی لونه رمکة. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رمکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر