معنی رمون
6 بازدید
[ رَ ] (اِ) بیعانه. زری باشد که پیش از کار کردن به مزدور دهند. (برهان) (آنندراج). ربون. (برهان). اربون. اربان. مزد پیشکی. || زری که در عوض متاعی بشرط خوش کردن داده باشند چنانکه در هندوانه و خربزه بشرط کارد. (برهان) (آنندراج).[ رُ ] (اِ) شعوری صاحب فرهنگ لسان العجم آرد: بمعنی ربون است یعنی سفتهٔ ارباب حرف. و گویا همان رَمون ضبط برهان قاطع است.[ ؟مْ مَ ] (اِخ) (انار) صخرهٔ مشهور و معروفی که بنی بن یامین در حالی که هزیمت یافته بودند بدانجا التجا بردند و دهی بهمین اسم در قلهٔ کوهی که در میانهٔ بیت ایل و اردن است واقع می باشد. (از قاموس کتاب مقدس).[ ؟مْ مَ ] (اِخ) و آن رمونو نیز خوانده شده است و دور نیست که همان دمنه یا رمانه باشد که در شش میلی شمال ناصره واقع است و آن یکی از شهرهای زبولون است که به لاویان داده شد. (از قاموس کتاب مقدس).[ ؟مْ مَ ] (اِخ) شهری است در قسمت سبط یهودا بطرف جنوب اورشلیم و به بنی شمعون تعلق داشت و مجدداً بعد از اسیری آباد شد. بعضی بر آنند که این شهر همان ام الرمانین است که در ۱۳۰میلی جنوب غربی واقع است و تا بئر شبع هم ۱۳ میل مسافت دارد و آثار چشمه و حوض آب در آنجا مشاهده افتاده است. (از قاموس کتاب مقدس).[ ؟مْ مَ ] (اِخ) اسم بتی است که در دمشق پرستش می شد چنانکه در حکایت نعمان سریانی مذکور است و اسم کامل آن هدر رمون است و قصد از خدای آفتاب است که میوجات را می رساند و نضج می دهد. (از قاموس کتاب مقدس).[ ؟مْ مَ ] (اِخ) (انار) مرد بن یامینی، و او پدر کسانی بود که هم قسم شده ایشبوشت را به قتل رسانیدند. (از قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «رمون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر