معنی رمنده
9 بازدید
[ رَ مَ دَ / دِ ] (نف) رم کننده. آنچه یا آنکه خوی رمیدن دارد. جانور رموک: اوابد؛ رمندگان. (ربنجنی). رجوع به رمیدن شود: رمنده ددان را همه بنگرید سیه گوش و یوز از میان برگزید.فردوسی.
کلمات همقافیه با «رمنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر