معنی رملی
6 بازدید
[ رَ ] (ص نسبی) ریگی. از ریگ. مانند ریگ. || قسمی از رسوب بول. (یادداشت مؤلف).[ رَ ] (ص نسبی) نسبت است به رملة که محله ای است از سرخس. || نسبت است به رملة از شهرهای فلسطین. (از انساب سمعانی).[ رَ ] (اِخ) ابوالقاسم صاعدبن عمر. محدث بود و بسال ۵۳۰ هـ . ق. درگذشت. (از لباب الانساب).[ رَ ] (اِخ) ابوخالد یزیدبن خالدبن یزید موهب. رجوع به ابوخالد یزیدبن خالد شود.[ رَ ] (اِخ) احمدبن احمدبن حمزه، مکنی به ابوالعباس و ملقب به شهاب الدین. از اکابر علمای شافعی در قرن دوازدهم و شاگرد قاضی زکریا بود و از طرف استاد خود برای تدریس و فتوی و اصلاح کتابهای وی اجازه داشت. وی بسال ۹۵۷ هـ . ق. درگذشت. از تألیفات اوست: ۱- حاشیهٔ روض المطالب در فقه شافعی چ مصر. ۲- شرح صفوة الزبد در فقه. ۳- منظومة الستین در فقه حنفی. ۴- فتح الجواد بشرح منظومة ابن العماد المعفوات چ قاهره. (از ریحانة الادب ج ۲). و رجوع به معجم المطبوعات شود.[ رَ ] (اِخ) احمدبن یحیی بن جلاء. رجوع به احمدبن یحیی بن جلاء شود.[ رَ ] (اِخ) خیرالدین بن احمدبن احمدبن نورالدین علی ایوبی فاروقی حنفی. شیخ الاسلام و فقیه نعمانیان بود. در بدایت حال از مولد خود رملهٔ فلسطین به مصر رفت و مدتی در آنجا اقامت گزید و سپس به رمله بازگشت و به سال ۱۰۸۱ هـ . ق. درگذشت. از آثار اوست: الفتاوی الخیریة لنفع البریة در فقه حنفی. (از ریحانة الادب). و رجوع به معجم المطبوعات شود.[ رَ ] (اِخ) محمدبن احمدبن حمزه، ملقب به شمس الدین بن شهاب الدین الرملی المصری، معروف به شافعی صغیر. به قول بعضی از علماء استاد استادان و یکی از اکابر احیاءکنندگان سنت بود. وی به سال ۹۱۹ هـ . ق. متولد شد و فقه و تفسیر و نحو و صرف و معانی و بیان و تاریخ را از پدر خویش آموخت و از تلمذ دیگران بی نیاز گشت و پس از وفات پدر به تدریس پرداخت و منصب افتاء شافعی را بعهده گرفت و بسال ۱۰۰۴ هـ . ق. درگذشت. از آثار اوست: ۱- غایةالبیان فی شرح زبدابن رسلان در فقه شافعی. ۲- نهایة المحتاج الی شرح المنهاج در فقه شافعی. ۳- فتاوی العلامة شمس الدین الرملی در فقه شافعی. (از معجم المطبوعات).[ رَ ] (اِخ) نجم الدین بن خبیرالدین بن احمدبن نورالدین علی ایوبی فاروقی حنفی. از فضلای عهد خود بود و کتاب نزهة النواظر علی الاشباه و النظائر در شرح کتاب اشباه و نظائر ابن نجیم مصری از اوست. (از ریحانة الادب). و رجوع به معجم المطبوعات شود.
کلمات همقافیه با «رملی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر