معنی رمعان
7 بازدید
[ رَ مَ ] (ع مص) جنبیدن از خشم. (تاج المصادر بیهقی). جنبیدن و لرزیدن سر بینی کسی از خشم یا چیز دیگر. (منتهی الارب). رمعان انف؛ جنبیدن بینی از خشم و تکبر. (از اقرب الموارد). || اشاره کردن به دست. (منتهی الارب). اشارت کردن به دو دست. (از اقرب الموارد). || افشاندن سر را. (از منتهی الارب). حرکت دادن سر را از اضطراب. (از اقرب الموارد). || زادن زن کودک را. (از منتهی الارب). رمعت المرأة بالصبی؛ زایید زن کودک را. (از اقرب الموارد). || روان شدن اشک از چشم. (از منتهی الارب). اشک از چشمان کسی جاری شدن: رمعت عینه بالبکاء. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رمعان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر