معنی رمضان

معنی رمضان

10 بازدید
[ رَ مَ ] (ع اِ) ماه روزه. (از منتهی الارب). ماه نهم از ماههای قمری بین شعبان و شوال. ج، رَمَضانات، رَماضین، اَرْمِضاء، اَرْمِضة. (از اقرب الموارد). ماه صیام. و رمضان سنگ گرم است و از سنگ گرم پای روندگان می سوزد و شاید که بوقت وضع این اسم ماه صیام در شدت گرما باشد و یا مأخوذ است از رمض که بمعنی سوختن است، چون ماه صیام گناهان را می سوزد لهذا به این اسم مسمی گشت و یا آنکه مشتق از رمض است و معنی رمض سوخته شدن پای از گرمی زمین، چون ماه صیام موجب سوختگی و تکلیف نفس است. (از غیاث اللغات). ماه نهم از سال هجری قمری بین شعبان و شوال و آن ماه روزه برای مسلمانان است و نام آن در لغت قدیم ناتِق است. (از متن اللغة). ماه مبارک. شهراللََّه. (یادداشت مؤلف): {/Bشَهْرُ رَمَضََانَ اَلَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ اَلْقُرْآنُ . ۱-۶۲:۱۸۵/}(قرآن ۲/۱۸۵). ماه رمضان رفت و مرا رفتن او بِه عید رمضان آمد، المنة لله. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۹۹). ملحد گرسنه در خانهٔ خالی بر خوان عقل باور نکند کز رمضان اندیشد. سعدی (گلستان چ یوسفی ص ۸۵). کسان که در رمضان چنگ می شکستندی نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند.سعدی. برگ تحویل می کند رمضان بار تودیع بر دل اخوان. سعدی (کلیات چ مصفا ص ۷۲۱). ماه فرخنده روی برپیچید و علیک السلام یا رمضان سعدی (کلیات چ مصفا ص ۷۲۱). زان باده که در میکدهٔ عشق فروشند ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش. حافظ (دیوان چ قزوینی ص ۱۸۴). روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است آری افطار رطب در رمضان مستحب است. شاطر عباس صبوحی.
[ رَ مَ ] (اِخ) ابن عبدالمحسن ویزوی و معروف به بهشتی است. او راست: حاشیه ای بر حاشیهٔ شرح عقاید النسفیة. (معجم المطبوعات). رجوع به بهشتی و معجم المطبوعات و قاموس الاعلام ترکی ذیل بهشتی شود.
[ رَ مَ ] (اِخ) (افندی) ابن محمد الحنفی. او راست: شرحی بر شرح عقاید النسفی علامه تفتازانی. (از معجم المطبوعات).
[ رَ مَ ] (اِخ) از مردم تیره و معروف به سعیی است. (از قاموس الاعلام ترکی). رجوع به سعیی و قاموس الاعلام ترکی ذیل سعیی شود.
[ رَ مَ ] (اِخ) ابن محمدبن علی بن رستم بن هروز فخرالدین بن الساعاتی الخراسانی برادر بهاءالدین علی بن رستم بن الساعاتی شاعر مشهور است. وی طبیبی فاضل و ادیبی شاعر بود و به منطق و علوم حکمی معرفتی کامل داشت و خطی در غایت جودت می نوشت. طب را از رضی الدین ابی الحجاج و علوم ادبی را از تاج الدین زید الکندی فراگرفت. در علم موسیقی مهارت داشت و عود را نیکو مینواخت و بسال ۶۱۸ هـ . ق. درگذشت. از آثار او حاشیه هایی است بر قانون ابن سینا و تکمله ای بر کتاب قولنج وی. از اشعار اوست: یحسدنی قومی علی صنعتی لاننی بینهم فارس سهرت فی لیلی و استنعسوا لن یستوی الدارس و الناعس. (از معجم الادباء چ مصر جزء ۴ ص ۲۱۱).
[ رَ مَ ] (اِخ) (شیخ...) در زمان ایلدرم بایزید منصب قضا و وزارت داشت. (حبیب السیر چ خیام ص ۵۱۱).

کلمات هم‌قافیه با «رمضان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید