معنی رمزی

معنی رمزی

8 بازدید
[ رَ ] (ص نسبی) منسوب به رمز. سِرّی. نهانی و پوشیده. آنچه برمز باشد. رجوع به رمز شود.
[ رَ ] (اِخ) نامش محمد هادی و از شعرای کاشان بود. در اواخر قرن یازدهم و اوائل قرن دوازدهم می زیست و در موقع تألیف تذکرهٔ نصرآبادی در قید حیات بود و در اصفهان بسر می برد. (از ریحانة الادب). صاحب تذکرهٔ نصرآبادی آرد: «[ شیخ ] رمزی محمد هادی نام دارد ولد حاجی حبیب اللََّه کاشانی، پدرش مرد کدخدایی بوده، او هم در کمال درویشی و نامرادی است. طبعش نهایت قدرت دارد چنانچه هیچ لطیفه و مثلی در عالم نیست که موزون نکرده باشد چرا که هیچ مثلی مذکور نمی شود که از شعر خود دلیلی نمی خواند. در فن نقاشی و چوب تراشی هم مانند ندارد و مدتی قبل از این در خدمت مرتضی قلیخان حاکم اردبیل بود در وقتی که قورچی باشی بود، بعد از آن دست از ملازمت برداشته در اصفهان به حال و کار خود می باشد نهایت خاموشی و آرام دارد». از اشعار او است: رمزی ز کریم اگر خبردار شوی از بهر عطای او گنهکار شوی جز اینکه کنی گناه و احسان خواهی مستوجب رحمت به چه کردار شوی. آنم که نه حاصلی نه کشتی دارم نه کار به کار خوب و زشتی دارم از من همه می رمند یاران وطن در دوزخم و طرفه بهشتی دارم. همدم نبود به کنج این دیر مرا در گلشن بیکسی بود سیر مرا همچون الفم براستی پابرجا نبود حرکت به خانهٔ غیر مرا. ای مونس و غمگسار دیرینهٔ من بی یاد تو دل مباد در سینهٔ من گر پرتوی از لطف تو بر من تابد زربفت شود لباس پشمینهٔ من. عارف میان خلق همان با خدا بود در معدن است لعل و ز خارا جدا بود. بترس از ناوک آه فقیران در دل شبها مگو تیر هوائی بر نشان هرگز نمی آید. وحشی نگهان عاشق غمخوار نخواهند در گلهٔ آهو نبود راه شبان را. زیردستی را کجا باک از زبردستی بود هرکه باشد در بلندی بیمش از پستی بود. گوشهٔ ابرو چو پیش از وعده بنمایی اداست گر هلال عید سی کم یک نماید خوش نماست. بکاهد دل چو نقص دولت روشندلی بینم چنان کز کاهش مه مغزها در استخوان کاهد.
[ رَ ] (اِخ) نام وی مصطفی و از شعرای عثمانی است. وی به سال ۹۵۶ هـ . ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ رَ ] (اِخ) نام وی عثمان و از شعرای متأخر عثمانی است. وی به سال ۱۱۳۷ هـ . ق. درگذشت. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ رَ ] (اِخ) نام وی علی افندی و از شعرای متأخر عثمانی است. وی به سال ۱۲۵۴ هـ . ق. درگذشته است. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ رَ ] (اِخ) نام و لقب وی محمدافندی و از شاعران متأخر عثمانی است. وی بسال ۱۱۴۳ هـ . ق. درگذشته است. (از قاموس الاعلام ترکی).
[ رَ ] (اِخ) از شعرای عثمانی است که مسند صدارت یافت. (از قاموس الاعلام ترکی). رجوع به پیری پاشا شود.

کلمات هم‌قافیه با «رمزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید