معنی رمخ
6 بازدید
[ رَ مَ ] (از ع، اِ) رمق و باقیماندهٔ جان. (ناظم الاطباء). شاید لهجهٔ عامیانه ای است از رمق.[ رِ ] (ع اِ) درختان انبوه و فراهم آمده. (منتهی الارب). درخت مجتمع و انبوه. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «رمخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مخ» برای سرودن شعر